على محمدى
156
شرح اصول استنباط ( فارسى )
يعنى مىگويند معتبر است در صدق نهى اينكه ناهى هم عالى باشد و هم مستعلى . 2 - عدّهاى از قبيل مرحوم مظفر در اصول فقه تنها علو واقعى را معتبر ميدانند نه استعلاء را . 3 - و اكثر اصوليين از جمله جناب مصنف علوّ واقعى را شرط ندانسته و تنها به استعلاء بسنده مىكنند و مىگويند : شخص ناهى همين كه مستعلى باشد و از موضع بالا نهى كند اين معناى طلب ترك صادق است و لازم نيست عالى هم باشد منتها اگر در واقع عالى هم باشد آن هم عالىاى كه واجب الاطاعة است مثل خدا و رسول و اولى الامر و فقيه عادل و والدين و . . . نهيش موجب مىشود كه مخالف آن مستحق مذمت و عقاب باشد و الّا استحقاق عقاب نمىآورد ولى نهى صادق است البته هيچكدام از سه قول مذكور مبرهن نيست و در لسان كتاب و سنت هم نيامده تا تعبدا بپذيريم بلكه به امور وجدانيهاى از قبيل تبادر و صحت سلب و . . . تمسك مىكنند . د : طلب الترك كه مفاد ماده نهى است يك معناى كلى و قدر جامع ميان دو فرد است : 1 - طلب ترك شديد و اكيد يا تحريم 2 - طلب ترك غيرشديد يا كراهت و تنزيه و قاعده اينست كه استعمال كلى در هريك از دو فرد آن محتاج به قرينهء معيّنه باشد ولى در ما نحن فيه چون كلى مشكك است و صدق آن بر افرادش بالتفاوت است يعنى به بعضى اقواى و اشدو اقدم است تا بعض ديگر لذا آنكه فرد اكمل و اشد كلى باشد به ذهن تبادر مىكند ( و اين قانون كليات مشككه است چنانچه در باب اوامر گفته آمد ) و آن طلب تحريمى است منتها مادّه نهى براى تحريم وضع نشده بلكه براى طلب الترك وضع شده ولى عند الاطلاق ظهور در تحريم دارد .